سفارش تبلیغ
صبا

یک آیه نور

از میان شما گروهی باید دعوت به خیر و امر به معروف و نهی ازمنکر کنند

قرآن می فرماید ( ولتکن منکم امه یدعون الی الخیر ویامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر ) از

میان شما، گروهی باید دعوت به خیر و امر به معروف و نهی ازمنکر کنند.


حساب این گروه از حساب وظیفه عمومی جداست. این دسته باید با قدرت و امکانات وارد عمل شوند و جلوی منکرات را بگیرند. چنانکه مثلا اگر ماشینی در خیابان یک طرفه بر خلاف مسیر حرکت کند، دو وظیفه وجود دارد: یکی وظیفه عموم رانندگان که تخلف او را با بوق و چراغ به او بفهمانند؛ و یک وظیفه هم پلیس دارد که او راجریمه کند.



      

پوستر امر به معروف و نهی از منکر

انتقادات و پیشنهادات خود را با ما در میان بگذارید.

www.khatamolanbia20.@mailfa.com 

 

 



      

احتمال تأثیر در امر به معروف؟!!

مقام معظم رهبری

بعضی گفته اند که باید احتمال تاثیر وجود داشته باشد. من می‌گویم احتمال تاثیر همه جا قطعی است.

استفتاء از آیت الله بهجت

446 . آیا امر به معروف و نهى  ازمنکر در صورت یأس از تأثیر آن باز هم واجب است؟

ج. در صورت یأس، جواز بلکه رجحان امر به معروف و نهى  ازمنکر در صورت عدم خوف ضرر، خالى از وجه نیست.

توضیح المسائل آیت الله سیستانی

مسأله 2-....(شرایط وجوب).....:

2 ـ احتمال تأثیر در شخص خلافکار . بنابراین اگر کسى مى‏داند که سخن و گفته او أثر ندارد ، مشهور بین فقهاء آن است که در این صورت وظیفه ندارد ، و امر به معروف و نهى از منکر بر او واجب نیست ، ولى احتیاط واجب آن است که کراهت و ناراحتى خود را از کارهاى ناشایسته خلافکار بهر طورى که ممکن است اظهار نماید ، هر چند بداند که در او اثر نخواهد داشت .



      

نظر علماء شیعه و سنی در خصوص وحدت

امام جعفر صادق علیه السلام می فرمایند: اگر کسی پشت سر اهل سنت نماز بگذارد مانند آنست که پشت سر رسول الله نماز گذاشته است. 
امام جعفر صادق علیه السلام می فرمایند: اگر کسی پشت سر اهل سنت نماز بگذارد مانند آنست که پشت سر رسول الله نماز گذاشته است.
 
 وحدت بین مسلمین حول نکات و اعتقادات مشترک در زمان کنونی یکی از مسائلی است که دشمنان زیادی پیدا کرده است. دشمنان از جمله آمریکا و انگلیس و اسرائیل و... که از این وحدت متضرر می شوند با تمام امکانات به دنبال این هستند تا این وحدت را از بین ببرند. این دشمنان سعی بر این دارند تا از راه های مختلف این وحدت را خدشه دار نمایند. راهکارهای آنها برای این کار عبارتند از:
 
1. انجام عملیات های تروریستی نسبت به مذهبی خاص و سعی بر این که این عملیات را از طرف پیروان مذهب دیگر جلوه دهند؛
 
2. به وجود آوردن گروه هایی با تفکرات رادیکال در میان شیعیان، اهل سنت و پشتیبانی از آنها تا این دو گروه را با همدیگر مشغول کنند تا از دشمنی آمریکا و ... غافل شوند و همچنین در اثر این اختلافات داخلی به سمت ضعف بروند؛
 
3. جهت دهی افکار عمومی سایر ادیان و ملل به سمت بدبینی به مسلمین.
 
در مقابل آن دسته از علماء شیعه و اهل سنت که به این امر و خطر آن واقف هستند نسبت به این امر تذکر می دهند. اما عده ای نیز مغرضانه و یا غیر مغرضانه اصرار بر یکسری تحرکات تفرقه افکنانه هستند.
 
در ادامه به بررسی نظر علماء اهل سنت و شیعه در خصوص وحدت بین مسلمانان می پردازیم:
 
علامه عسگری: ما در میان خود خوارج هم داریم.
 
باید حول محور این قرآن گرد آییم ومتحد شویم. همه مسلمانان روی زمین اتفاق نظر دارند که باید به آنچه در سنت رسول الله آمده است عمل شود و هیچ مسلمانی را نمی یابید که این را نگوید. ما در مکتب اهل البیت معتقدیم که هر کس در نماز خود سوره حمد را بدون بسم الله قرائت کند؛ نمازش باطل است. ولی برادر مسلمان حنفی مذهب ما آنرا واجب نمی داند و حمد را بدون بسم الله قرائت میکند. در اینجا امام جعفر صادق می فرمایند: اگر کسی پشت سر اهل سنت نماز بگذارد مانند آنست که پشت سر رسول الله نماز گذاشته است.[1] آری وحدت عملی اینگونه محقق می شود. ما در میان خود خوارج هم داریم. کسانی که اصول عقاید آنها مبتنی بر تکفیر همه مسلمانان است. کسانی که تنها خود را مسلمان می دانند و جز خود همه را مشرک می پندارند.
 
 
آیت الله خامنه ای: نظر آقا حرام بودن این جلسات است.
 
حجه الاسلام نواب می فرمایند: طلبه ها درباره عیدالزهرا زیاد از من پرسش می کردند و من هم می گفتم درست نیست. تا اینکه یکبار محضر رهبر انقلاب مشرف شدیم و از ایشان پرسیدم که نظر شما چیست؟ ایشان خطاب به من درباره جلسات عیدالزهرا فرمودند:
 
«شما از جانب من موظف هستید حرمت تشکیل و شرکت در اینگونه جلسات را ابلاغ کنید.»
 
بعدا من که این مطلب را نقل می کردم برخی باور نکردند بنابراین به دفتر رهبری تلفن زدند و مطمئن شدند که نظر آقا حرام بودن این جلسات است.
 
 
آیت الله وحید خراسانی: مگر نگفته بودم سر درس من از این گونه کلمات به کار نبرید!
 
در یکی از جلسات درس آیت الله العظمی وحید خراسانی، ایشان روایتی از کتاب تفسیر کبیر امام فخر رازی را قرائت می کنند و در حین قرائت این روایت، درباره خلیفه دوم اهل تسنن، عمر بن خطاب، پس از نام وی، عبارت (رضی الله عنه) را به کار می برند. پس از این عده‌ای از طلاب با صدای بلند کلماتی را خطاب به خلیفه دوم بیان کردند که این عمل با واکنش صریح حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی روبرو شدند.
 
در این هنگام، مرجع تقلید شیعیان، با عصبانیت خطاب به طلاب توهین کننده گفت: مگر نگفته بودم سر درس من از این گونه کلمات به کار نبرید!
 
 
مولوی توکلی (امام جمعه اهل سنت تایباد): قتل عمد مومن را خدا هرگز نمی بخشد.
 
امروزه کسانی که فتوای کشتار مسلمانان را صادر می کنند، مزدور آمریکا واسرائیل هستند. رسول اکرم(ص) فرمودند کسی که "لا اله الا الله" بگوید جان و مال و آبروی او محفوظ می ماند. اگر یک مسلمانی خون مسلمان را حلال بداند و او را به قتل برساند، مسلمان نیست و کافر است زیرا خداوند خون مسلمان را حرام قرار داده است و کسی که خون مسلمانی را بریزد از زمره جهنمی های همیشگی است همانطور که قرآن فرموده است: «کسی که مومنی را به عمد می کشد جزاء آن جهنم ابدی است و همیشه در جهنم باقی خواهدماند.» گناهان کبیره دیگر را شاید خدا ببخشد ولی قتل عمد مومن را خدا هرگز نمی بخشد.
 
این افراد به جای اینکه بروند با کافرانی که با مسلمانان در جنگ هستند مانند اسرائیلی ها و یهودیانی که فلسطین و بیت المقدس را اشغال کرده اند مبارزه کنند و آنها را بکشند، می آیند و مسلمانان را می کشند.
 
آیت الله سیستانی: ایجاد تفرقه حتی به اندازه یک کلمه یا نصف کلمه جایز نیست.
 
بعد از تعرض به مرقد عسکریین (علیهما السلام) همه شیعیان را به آرامش دعوت کردم و از آنها خواستم که واکنشی نشان ندهند و گفتم که این اقدام از طرف اهل سنت نبوده است. من اطمینان دارم که ریشه تفرقه افکنی در خارج است. من [در زمان طلبگی] نزد شیخ احمد الراوی که از علمای اهل سنت در سامرا بود درس خواندم و به ذهنم خطور نکرد که ایشان پیرو مذهب دیگری بودند. همچنین به برخی از پزشکان که از اهل سنت بودند مراجعه می کردیم و چون ما از طلاب علوم دینی بودیم از ما پول ویزیت نمی گرفتند و اصلا فکر نمی کردند که ما شیعه هستیم یا سنی. باید بر مشترکات تمرکز کنید و دلیلی ندارد به مسائل اختلافی بپردازید. مشارکت کردن در ایجاد تفرقه حتی به اندازه یک کلمه یا نصف کلمه جایز نیست. واجب است که از ادبیات تشنج آفرین پرهیز شود.
 
آیت الله بهجت: کسی که وحدت مسلمانان را نخواهد، مسلمان نیست.
 
اختلاف شیعه و سنی، یک مساله استعماری است. مساله مهم دوستی اهل بیت (ع) است که فریقین بر آن اتفاق دارند. مسلمین در حال حاضر، در این باره اختلاف و مشکلی ندارند. البته حساب وهابی ها و مبغضین به اهل بیت (ع) جداست. وهابیون نه شیعه هستند و نه سنی! مذهب وهابیت یکی جریان سیاسی است که ربطی به شیعه و سنی ندارد.
 
کسی که وحدت مسلمانان را نخواهد، مسلمان نیست. ائمه ما (ع) در نماز جماعت آنان شرکت می کردند، به جهت اتحاد مسلمانان.
 
آیت الله بهجت درباره برخی از رفتارها به نام عیدالزهرا فرمودند : " چه بسا ... این کارها موجب اذیت و آزار و یا قتل شیعیانی که در بلاد و کشورهای دیگر در اقلیت هستند گردد در اینصورت اگر یک قطره خون از آنها ریخته شود ما مسبب آن و یا شریک جرم خواهیم بود. شیوه مرحوم آیت الله بروجردی رحمه الله نیز همین بوده است؛ یعنی بیان مشترکات میان شیعه و اهل تسنن و ترک مطاعن و مثالب یا لعن و سب آشکار.
 
آیت الله شبیری زنجانی: جای تاسف است  که می بینیم جریاناتی این فاصله را زیاد می کنند.
 
ما یکسری مشترکاتی داریم که این مشترکات باید محفوظ باشد و قدر آن هم دانسته شود. امیدواریم که این مشترکات بیشتر شده و آنچه که صلاح دین و دنیا همه ماست زودتر فراهم شود و اختلاف نباشد. یکی از مسائل مشترک بین شیعه وسنی قبول داشتن اهل بیت علیهم السلام است، یعنی هر دو گروه، پیامبر، امیرالمومنین، امام حسن و امام حسین علیهم السلام را قبول دارند و می توانند در سایه رهنمودهای آنان به سعادت برسند. ما می توانیم در مقابل کفار کنار هم باشیم. جای تاسف است که می بینیم جریاناتی این فاصله را زیاد می کنند.
 
ماموستا محمد محمودی: باید درمقابل وهابیت هوشیار و بصیر عمل کرد.
 
وضعیت کنونی جهان اسلام و همچنین رفتار غیر شرعی و غیر اخلاقی از افراد تند رو که به نام اسلام اقدام به کشتار جمعی افراد بی گناه کرده و از این کار هیچگونه ابایی ندارند، بر اساس اجماع علما و اعلام شریعت محمدی محکوم می باشد. بنا بر آنچه که در آموزه های اسلامی ما آمده تعرض به نوامیس مردم، کشتن اطفال و افراد مسن و توهین به عقاید آنها  شدیداً محکوم است.
 
اینگونه اقدامات غیر انسانی حتی در بلاد غیر مسلمان نیز به هیچ عنوان پذیرفتنی نبوده و همه انسانها آن را محکوم می کنند، لذا جامعه بصیر و آگاه روحانیون اهل سنت نیز جنایات و اعمال تروریستی این گروهک ها را به شدت محکوم می کند. باید درمقابل توطئه ها و تفرقه افکنی وهابیت هوشیار و بصیر عمل کرد.
 
نتیجه گیری
 
مسلمین جهان برادران همدیگر هستند و طبق روایات باید در کنار همدیگر با وحدت زندگی کنند در غیر این صورت این وعده الهی است که می فرماید :« وَ أَطیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُکُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرین» که در صورت تشطت و درگیری داخلی وحدت و نیروی مسلمین از بین می رود و دشمنان می توانند بر آنها مسلط شوند. به نظر دیدبان مسلمین از شیعه و سنی باید از اعمالی که دچار ایجاد تفرقه بین مسلمین می شود دوری کنند.
 
منابع:
 
1. http://www.yjc.ir/fa/news/4698726
 
2.      http://shafaqna.com/persian/dialogue/item/61864
 
3.      http://www.islamdin.blogfa.com/post-80.aspx
 
4.      http://www.islamdin.blogfa.com/post-135.aspx
 
5.      http://rovatehadis.com/8770/comment-page-2#comment-4376
 
6.      http://arabi-maleki.blogfa.com/post-105.aspx
 
7.      http://shafaq.org/persian/marjeiats/item/60683
 
 
منبع: دیدبان


      

فقط با یک تماس مواد را درب منزل تحویل بگیرید/\سرویس رایگان\و کد

بعضی مواد فروشان در ابتکاری جالب سرویس رایگان برای توزیع مواد مخدر راه اندازی کرده‌اند و حتی بسیاری از این مشتریان کد اشتراک هم دارند.
جدیدترین روش‌های توزیع مواد مخدر
 
بعضی مواد فروشان در ابتکاری جالب سرویس رایگان برای توزیع مواد مخدر راه اندازی کرده‌اند و حتی بسیاری از این مشتریان کد اشتراک هم دارند.
 
 اعتیاد به مواد مخدر به عنوان عاملی تهدیدکننده، کرامت و سلامت فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوامع انسانی را در معرض تهدید قرار داده است. اگر بخواهیم تهدیدات و چالش‌هایی که مواد مخدر و روانگردان‌ها فراروی جامعه قرار می‌دهد را دسته‌بندی کنیم، خواهیم دید که تقریباً هیچ عرصه‌ای از زندگی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه از مضرات و آسیب‌های این مواد در امان نبوده و دامنه مخاطرات حاصل از مواد مخدر و روانگردان‌ها طیف و گستره‌ای وسیع از مقوله حیات فردی و اجتماعی را شامل می‌شود که در مجموع این پارامترها عرصه سیاسی کشور را نیز درگیر مسائل خود کرده و در آن حیطه نیز اثرات منفی فراوانی را به وجود آورده است.
مواد مخدر به عنوان جرم سازمان یافته فراملی از هنگام کشت و تولید تا مصرف، مراحل پیچیده‌ای را طی می‌کند. این پروسه پر پیچ وخم، بسیاری از مفاسد، قتل، جرح، سرقت و برهم زدن نظم اجتماعی را سبب می‌شود که در مجموع این ناهنجاری‌ها به امنیت اجتماعی، آسیب جدی می‌رساند.
 
با شرایط موجود باید گفت امروزه موادمخدر‌ و اعتیاد در کشور به سیل ویرانگری برای جمعیت بی‌پناه تبدیل شده است و از آسیب‌های اجتماعی مزمنی به شمار می‌رود که امنیت ملی کشور را تهدید می‌کند.
مواد مخدر‌ به دلیل از بین بردن اساس و بنیان خانواده‌ها و وارد ساختن لطمات جبران‌ناپذیر به جامعه، می‌تواند نوعی سلاح انهدام جمعی باشد. به واقع قربانی مواد مخدر‌ تنها کسی نیست که این مواد را مصرف می‌کند بلکه تمام اقشار جامعه تحت تأثیر مواد مخدر‌ هستند.
مواد مخدر علاوه بر مواردی که به آن اشاره شد عاملی برای از بین بردن نسل جوان کشور است. مواد مخدر نیروی جوان کشور را از حرکت به سمت تولید ، رشد ، خدمت ، داشتن آینده ای روشن، و... باز می دارد.                      
تردیدی نیست که مافیای قدرتمند موادمخدر با جدیت جوانان و نوجوانان این مرز و بوم را هدف گرفته و دست های پنهان برای استثمار مغزها و تسلط بر ثروت هایمان از هیچ کوششی دریغ نمی کنند و با برنامه ریزی دقیق آینده کشورمان را هدف گرفته اند اما ما چگونه برای مبارزه با آن وارد عمل شده ایم؟ تاکنون پیروز این مبارزه با دهها شهید و جانباز و تحمل هزینه های سنگین مالی ما بوده ایم یا دست های پنهان؟ برای پاسخ به این سوال همین بس که به یاد آوریم تا یکی دو دهه پیش اعتیاد به ندرت در دختران وجود داشت و اگر هم در خانواده ای مردی معتاد بود انگشت نما می شد ولی اکنون موادمخدر به مدارس و دانشگاه هایمان هم راه پیدا کرده و چنان فراگیر شده است که والدین با نگرانی آینده فرزندانشان را انتظار می کشند! امروز مردم با شک و تردید به مقوله موادمخدر و مبارزه با آن نگاه می کنند و برخی از فرصت طلبان هم با سوء استفاده از این موقعیت، ریشه شکست مبارزات و گرایش جوانان و نوجوانان به موادمخدر را در مسائل سیاسی جستجو کرده و دست دولتمردانمان را به سود مخدرها آلوده می دانند.
 
عامه مردم عملکرد پلیس را علت وضع موجود معرفی می کنند اما کارشناسان و ماموران مبارزه با موادمخدر که مستقیما درگیر ماجرا هستند عدم هماهنگی میان سازمان ها و نهادهای مسئول در مبارزه، مانند دستگاه های قضایی، آموزشی و فرهنگی و درمانی و امثال آن را علت ناکامی ها می دانند. اگرمنصفانه به مقوله مبارزه با این پدیده شوم بنگریم باید بپذیریم که عملکرد پلیس به عنوان یکی از سازمان های درگیر با موادمخدر بسیار جدی تر از دستگاه های دیگر بوده هرچند که ایده آل ما تحقق نیافته است اما نیروی انتظامی تلاش خودرا کرده که درخور تقدیر است.
 
برای اثبات این ادعا باید بگوییم که در قانون و سند برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور به تفصیل درباره مبارزه با موادمخدر و اتخاذ راهکارهای فرهنگی و آموزشی با هدف پیشگیری اولیه سخن به میان آمده است. طبق قانون، وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم تحقیقات و فناوری، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، سازمان زندان ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور، سازمان تربیت بدنی، سازمان بهزیستی کشور، سازمان صدا و سیما، سازمان تبلیغلات اسلامی، کمیته امام ره، نیروی مقاومت بسیج و حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی دستگاه هایی هستند که در امر پیشگیری و به نوعی مبارزه اولیه با موادمخدر وظیفه قانونی برعهده دارند.
 
در این زمینه مسئله را از مسئولان کلانتری ها و مامورین نیروی انتظامی علت اصلی این معضل را ضعف در قانونی بازدارنده یا عدم إعمال درست قانون توسط قوه قضاییه می دانند.
 اما مسئله مقابله با خورده فروشان و عمده فروشان که در بطن جامعه هستند از اهمیت بالایی برخوردار است. اخیرا مشاهده شده که افراد خورده فروش علاوه بر روش های قبلی روش فروش جدیدی برای مواد مخدر را نیز در پیش گرفته‌اند.
یکی از این روش های جدید فروش مواد در منزل های شخصی خورده فروشان است چرا که در پارک ها و خیابان ها بررسی و دستگیری افراد مشکوک برای مامورین آسان تر از خانه های شخصی است.                                    
خانه ها جزء حریم خصوصی هستند و طبق قانون جهت ورود به منزل باید از مقام قضایی دستور کتبی گرفته شود.از این رو مواد فروشان با آگاهی به این امر و امکان جاسازی بهتر مواد از این موضوع سوء استفاده می کنند؛ بر همین اساس اخیرا افرد معتاد با مراجعه به خانه فروشنده در قبال پرداخت وجه مواد را دریافت می‌کنند.
 
مسئله دیگر در این رابطه استفاده از زنان برای فروش مواد است که بسیار افزایش پیدا کرده است. دلیل این روش این است که به دلیل حفظ جایگاه و حرمت زن کمتر نسبت به زن ها در این زمینه حساسیت وجود دارد همچنین بازرسی از آنان به دلایل شرعی و عرفی مشکلات خاص خود را دارد. لذا سودجویان از این موارد سوءاستفاده کرده و آن را در جهت تحقق اهداف شوم خود استفاده می کنند.
همچنین خبر‌های رسیده به خبرنگار دانا حکایت از این دارد که بعضی مواد فروشان در ابتکاری جالب سرویس رایگان برای توزیع مواد مخدر راه اندازی کرده‌اند؛ به این ترتیب که مصرف کننده با تماس تلفنی به توزیع کننده مواد نوع و مقدار ماده درخواستی خود را اعلام می کند و توزیع‌ کننده هم مواد درخواستی از سوی مصرف کننده را با پیک موتوری برای مشتری خود می فرستد و حتی بسیاری از از این مشتریان کد اشتراک هم دارند.
تا کید بر این نکته ضروری است که تهدید در این زمینه، کاملا جدی و روشن است؛ سودجویان برای به دست آوردن منافع خود از هیچ کوششی دریغ نمی کنند اما گویا مسئولان هنوز خیلی آن را جدی نگرفته اند و گمان می کنند با عنوان نکردن واقعیت ها و اجرای طرح های مقطعی و یک جانبه پلیسی مشکلی حل می شود!
 
باید پذیرفت که عدم توجه به الزامات مربوط به کاهش تقاضا و پیشگیری و ضعف هایی از این قبیل، جامعه امروزمان را با تهدیدی جدی روبرو کرده است و پلیس هم قطعا به تنهایی قادر به مبارزه با این معضل نیست. لذا در این برهه از زمان نیازمند یک همدلی بین نهادهای مربوطه اجرایی هستیم تا بتوان این مشکل را به طور کلی ریشه کن کرد.
منبع: دانا


      

کدام زن مانع انحراف نهم ربیعالاول شد؟

«سلیل خاتون» مردم را از اطراف جعفر پراکنده کرد و روایات رسیده از اهل بیت درباره امامت امام زمان(عج) را به مردم باز گفت، این بانوی شجاع، اولین کسی بود که مبشر آغاز امامت حضرت حجت(عج) در نهم ربیع الاول سال 260 هجری قمری بود. 
«سلیل خاتون» مردم را از اطراف جعفر پراکنده کرد و روایات رسیده از اهل بیت درباره امامت امام زمان(عج) را به مردم باز گفت، این بانوی شجاع، اولین کسی بود که مبشر آغاز امامت حضرت حجت(عج) در نهم ربیع الاول سال 260 هجری قمری بود.
 
 تاریخ تشیع کسانی را در حافظه دارد که مانند ستاره در افق روزگار می درخشند، هر چند نامشان سر زبان ها نباشد. «سلیل» مادر امام حسن عسکری علیه‌السلام یکی از آن ستارگان درخشان است. ایشان در زمان شهادت فرزندش امام حسن عسکری(ع)، در هشتم ربیع الاول سال 260 هجری قمری در شهر مدینه بودند و به محض شنیدن خبر شهادت فرزندش به سامرا می‌رود و در محکمه با نشان دادن وصیت نامه امام عسکری(ع) اموال امام را از جعفر کذاب پس می‌گیرد.

زیرا امام حسن عسکری(ع) در وصیت‌نامه‌ای که به مادرش نوشته بود، او را وصی خود اعلام کرده بود، با این کار وصی بودن جعفر منتفی شد و دربار عباسی از رسیدن به آرزوی خود باز ماند؛ چون آن‌ها ردای امامت را به تن جعفر پوشانده بودند و مردم به خصوص شیعیان، از این انتخاب متحیر بودند.

سلیل خاتون ـ که در نزد شیعیان به جده معروف بود ـ مردم را از اطراف جعفر پراکنده کرد و روایات رسیده از اهل بیت درباره امامت امام زمان(عج) را به مردم باز گفت. شاید بتوان گفت این بانوی شجاع، اولین کسی بود که مبشر آغاز امامت حضرت حجت(عج) در نهم ربیع الاول سال 260 هجری قمری بود.

بر اساس این گزارش، برای مادر امام حسن عسکری(ع) در تاریخ نام‌هایی ذکر شده است که عبارت است از:

سوسن، حُدَیث، حدیثه، حریبه، سلیل و جدّه، وی در سرزمین خودش پادشاه زاده بود، به پرهیزکاری شهرت داشت و پس از شهادت امام حسن عسکری(ع) دادرس شیعیان بود، امام هادی(ع) درباره‌اش فرمود: «سلیل از هر آفت و عیب و نقص منزه است».

منبع: فارس


      

آخرین ملاقات شهید کاظمی و رهبر انقلاب

گفتم آن روزى که خبر شهادت صیاد را به من دادند، من گفتم صیاد، شایسته‌ى شهادت بود؛ حقش بود؛ حیف بود صیاد بمیرد. وقتى این جمله را گفتم، چشم‌هاى شهید کاظمى پُرِ اشک شد، گفت: ان‌شاءاللَّه خبر من را هم به‌تان بدهند! 
گفتم آن روزى که خبر شهادت صیاد را به من دادند، من گفتم صیاد، شایسته‌ى شهادت بود؛ حقش بود؛ حیف بود صیاد بمیرد. وقتى این جمله را گفتم، چشم‌هاى شهید کاظمى پُرِ اشک شد، گفت: ان‌شاءاللَّه خبر من را هم به‌تان بدهند!

پایگاه اطلاع‌رسانی رهبر انقلاب ، بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در مراسم تشییع پیکرهاى فرماندهان سپاه و روایتی از آخرین ملاقاتشان با شهید کاظمی را منتشر کرده است.

، دو هفته پیش شهید کاظمى پیش من آمد و گفت از شما دو درخواست دارم: یکى این‌که دعا کنید من روسفید بشوم، دوم این‌که دعا کنید من شهید بشوم. گفتم شماها واقعاً حیف است بمیرید؛ شماها که این روزگارهاى مهم را گذراندید، نباید بمیرید؛ شماها همه‌تان باید شهید شوید؛ ولیکن حالا زود است و هنوز کشور و نظام به شما احتیاج دارد. 

بعد گفتم آن روزى که خبر شهادت صیاد را به من دادند، من گفتم صیاد، شایسته‌ى شهادت بود؛ حقش بود؛ حیف بود صیاد بمیرد. وقتى این جمله را گفتم، چشم‌هاى شهید کاظمى پُرِ اشک شد، گفت: ان‌شاءاللَّه خبر من را هم به‌تان بدهند! 

فاصله‌‌ى بین مرگ و زندگى، فاصله‌ى بسیار کوتاهى است؛ یک لحظه است. ما سرگرم زندگى هستیم و غافلیم از حرکتى که همه به سمت لقاءاللَّه دارند. همه خدا را ملاقات مى‌کنند؛ هر کسى یک طور؛ بعضى‌ها واقعاً روسفید خدا را ملاقات مى‌کنند، که احمد کاظمى و این برادران حتماً از این قبیل بودند؛ اینها زحمت کشیده بودند. 

ما باید سعى‌مان این باشد که روسفید خدا را ملاقات کنیم؛ چون از حالا تا یک لحظه‌ى دیگر، اصلاً نمى‌دانیم که ما از این مرز عبور خواهیم کرد یا نه؛ احتمال دارد همین یک ساعت دیگر یا یک روز دیگر نوبتِ به ما برسد که از این مرز عبور کنیم. از خدا بخواهیم که مرگ ما مرگى باشد که خود آن مرگ هم ان‌شاءاللَّه مایه‌ى روسفیدى ما باشد. 

ان‌شاءاللَّه خدا شماها را حفظ کند. "

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در مراسم تشییع پیکرهاى فرماندهان سپاه  1384.10.21



      

6دشمن ستون فقرات را بشناسید

ستون فقرات به عنوان ستون بدن‌، ‌نقش مهمی درسلامت جسم وروح انسان دارد. 
ستون فقرات به عنوان ستون بدن‌، ‌نقش مهمی درسلامت جسم وروح انسان دارد.

 6دشمن ستون فقرات به شرح زیر است:

1) شکم بزرگ:
در این حالت، چون تعادل انحنای کمری یا لوردوز به هم می‌خورد ستون مهره‌ها ناچار است انحنای مهره‌های سینه‌ای یا کیفوز را بیشتر کند و همین امر به گودی زیاد کمر، قوز پشتی و بر هم خوردن راستای قرار گرفتن سر و انحنای گردنی منجر می‌شود و درد ایجاد می‌شود.


2) بد خوابیدن:
وقتی اصول صحیح خواب را رعایت نمی‌کنید می‌بینید که صبح روز بعد از شدت درد قادر به بلند شدن نیستید. بهتر است به پهلو بخوابید و بالش شما فاصله شانه تا سر را پر کند. اگر به پشت بخوابید، قوس گردنی شما در صورت مناسب نبودن بالش به جای تمایل به عقب، به جلو می‌آید و آرتروز گردنی و درد ایجاد می‌شود. بدون بالش خوابیدن یا بالش کوتاه همان‌قدر بد هستند که انتخاب بالش بلند. دمر هم نخوابید و اگر مجبورید یک بالش زیر شکم و لگن خود بگذارید تا گودی کمرتان زیاد نشود و محل اتصال مهره آخر کمر به باسن دردناک نشود. تشک شما نباید زیادی نرم یا زیادی سفت باشد.


3) بغل کردن بچه‌ها:
بستن حامل‌هایی که بچه‌ها را در آن می‌گذارید به ستون مهره شما فشار می‌آورد. اگر می‌خواهید فرزندتان را بغل کنید او را به پهلو تکیه بدهید، یعنی یک پایش جلو و پای دیگر بچه عقب باشد تا وزن او به پهلویتان وارد شود.


4) نشستن چهار زانو یا دو زانو:
وقتی چهار زانو یا دو زانو می‌نشینید باعث تخریب غضروف خود می‌شوید. روی صندلی استاندارد بنشینید و زاویه 120 درجه را رعایت کنید. قوز به جلو (زاویه کمتر از 90) و یا عمود نشستن راستاها را به هم می‌زند و بدن ما سعی می‌کند به عضلات منطقه فشار بیاورد تا در حد ممکن راستاهای طبیعی را حفظ کنند و همین عامل، درد را به وجود می‌آورد. پا، باسن، پشت و کتف شما باید نقاط تماس هنگام نشستن صحیح باشند.


5) ایستادن طولانی:
معمولا به دلیل وجود شکم برآمده در چاق‌ها و یا عضلات ضعیف کمری در لاغرها و از همه بدتر عدم رعایت اصول صحیح ایستادن، به دنبال طولانی ایستادن دردها شروع می‌شوند. وقتی می‌ایستید باید یک پا جلوتر از دیگری باشد و پای دیگر 15 سانتی‌متر بالاتر باشد تا فشار وزن‌تان عملا تقسیم شود. پاها را مرتب با حفظ همین 15سانتی‌متر از زانو خم کنید تا لوردوز کمری زیاد نشود و درد و خستگی به وجود نیاید. در بعضی مشاغل، داشتن زیرپایی الزامی است.


6) بلند کردن جسم سنگین:
رعایت اصول بلند کردن اجسام مهم است. جسم را با دست بگیرید. یک پا اهرم و پای دیگر جلو باشد. دست‌ها به بدن چسبیده باشد و از راستای دست‌ها نیرو بگیرید نه از کمرتان.

منبع: باشگاه خبرنگاران


      

اشعار دلنشین حافظ در وصف حضرت صاحب

لسان الغیب این غزل را در وصف حضرت صاحب الزّمان سروده، و از غیبت و انتظار وى یاد کرده، و خود را از مشتاقان و شیفتگانش معرّفى نموده است. 
لسان الغیب این غزل را در وصف حضرت صاحب الزّمان سروده، و از غیبت و انتظار وى یاد کرده، و خود را از مشتاقان و شیفتگانش معرّفى نموده است.

در کتاب خواندنی "روح مجرد" (صص 520-523) نوشته : لسان الغیب این غزل را در وصف حضرت صاحب الزّمان سروده، و از غیبت و انتظار وى یاد کرده، و خود را از مشتاقان و شیفتگانش معرّفى نموده است؛ ولیکن با چه عبارات نمکین، و اشارات دلنشین، و کنایات و استعاراتى که حقّاً بى اختیار بر زبان انسان جارى میشود که او لسان الغیب است:
 

سَلامُ اللَهِ ما کَرَّ اللَیالى                         وَ جاوَبَتِ الْمَثانى وَ الْمَثالى (1)

عَلى وادى الاراکِ وَ مَن عَلَیْها                     وَ دارٍ بِاللِوَى فَوْقَ الرِّمالِ (2)

دعاگوى غریبان جهانم                               وَ أدْعو بِالتَّواتُرِ وَ التَّوالى (3)

به هر منزل که رو آرد خدا را                   نگه دارش به لطف لا یزالى (4)

منال اى دل که در زنجیر زلفش       همه جمعیّت است آشفته حالى (5)

ز خَطّت صد جمال دیگر افزود              که عمرت باد صد سال جلالى (6)

تو مى‏ باید که باشى ورنه سهل است         زیانِ مایه جانىّ و مالى (7)

بدان نقّاش قدرت آفرین باد                  که گِرد مَه کشد خطّ هِلالى (8)

فَحُبُّکَ راحَتى فى کُلِّ حینٍ                وَ ذِکْرُکَ مونِسى فى کُلِّ حالِ (9)

سویداى دل من تا قیامت                 مباد از شور سوداى تو خالى (10)

کجا یابم وصال چون تو شاهى                    من بد نام رِند لا ابالى (11)

خدا داند که حافظ را غرض چیست    وَ عِلْمُ اللَهِ حَسْبى مِن سُؤالى (12)
 

و در تعلیقه گوید: این بیت هم در آن غزل است و گویا از خواجه باشد:

أموتُ صَبابَةً یا لَیْتَ شِعْرى مَتَى نَطَقَ الْبَشیرُ عَنِ الْوِصالِ (13) [«دیوان حافظ شیرازى» طبع پژمان، ص 212، غزل 463]

تفسیر شعر:

در بیت اوّل و دوّم می گوید: سلام خدا باد پیوسته و همیشه تا وقتیکه شبها مرتّباً یکى پس از دیگرى مى‏ آیند و مى‏ روند، و طلوع و غروب موجب پیاپى در آمدن آنهاست، تا زمین و خورشید و ماه و ستارگان باقى است، و تا وقتیکه رشته ‏هاى دو صدایه و سه صدایه تارها و نغمه‏ ها و آهنگهاى چنگ‏ها و سازها مى‏ نوازند و قدرت و تاب و توانشان براى بلند داشتن این سرود باقى است (زیرا مثانى به معنى صداهاى دوباره‏اى است که تار و چنگ می دهد، و مَثالى در أصل مَثالِث بوده است یعنى صداهاى سه باره که از آنها شنیده مى‏ شود.) بر وادى اراک که منزلگاه حضرت حجّت است (زیرا سرزمین اراک سرزمین حجاز است که در آنجا فقط درخت اراک وجود دارد) و بر آن کسیکه برفراز آن زمین سکونت دارد و بر خانه ‏اى که در قسمت نهایى در آن بالاى رَمْلها و شنها بنا شده است.(اللِوى بر وزن إلى، بالکسرِ و القصرِ: منقطعُ الرَّملِ أو هو ما الْتَوَى من الرَّملِ. و ألْوَى القومُ: صاروا إلى لِوَى الرّملِ.)

سپس در بیت سوّم می گوید: دعاگوى غریبان جهانم، و بطور تواتر و پشت سر هم من دعا می کنم و دعاگو هستم؛ که باز روشن است: آن غریب جهانى که از شدّت غربت و تنهایى ظهور نمى‏ کند غیر از حضرت حجّت کسى نیست.

و در بیت چهارم می رساند: او که محلّ ثابتى ندارد- گرچه اصلش از مکّه و از وادى الاراک است- و دائماً در عالم در گردش است، اى خداوند مهربان از تو درخواست مى‏ نمایم تا با لطف دائمى خودت او را در هر منزلى که وارد مى‏شود و در آن مسکن مى‏ گزیند نگهدارى کنى‏.

و در بیت پنجم می گوید: اى دل! در فراق او ناله مکن، چرا که گرچه در غیبت است و چهره و رخساره‏اش را از نمایاندن مخفى می دارد، ولیکن بواسطه گیسوان و زلف سیاه او- که کنایه از هجران و غیبت است- آشفته حالان می توانند کسب جمعیّت کنند و به مقصود نائل آیند.

و در بیت ششم می گوید: اینک که رشد و بروز جمال در تو فزونى یافته است، خداوند عمر تو را طویل گرداند و از گزند حوادث مصون بدارد.

و در بیت هفتم می گوید: تویى ولىّ والاى ولایت که قوام کون و مکان بر تو قائم است؛ و تو باید بر قرار و مقرون به بقاء و صحّت و آرامش بوده باشى، چرا که در رأس مخروطى، و بر همه ما سوى‏ حکومت دارى. و در برابر این امر مهمّ و ارزشمند، زیانهاى جانى و ضررهاى مالى هر چه هم فراوان باشد، به من و یا به جهانیان برسد، مهمّ نیست بلکه خیلى سهل و آسان است.

و در بیت هشتم می گوید: آفرین بر دست قدرت پروردگار که تو را در این چندین قرنى که تا به حال گذشته، حفظ و نگهدارى نموده است؛ همان نقّاش قدرت که بر گرد ماه بر فراز آسمان خطّى به شکل هلال مى ‏کشد تا مردم ماه را ببینند، با آنکه بدون شکّ تمام کره ماه موجود است، امّا کسى آنرا نمى‏ بیند، و در غیبت و پنهانى می گذارد، و فقط از این کره آسمانى به قدر هلالى نمایان است بطوریکه اگر کسى نظر کند مى‏پندارد کره‏اى نیست، فقط هلالى بر آسمان موجود است. امام زمان هم موجود است همچون کره تامّ و تمام، امّا کسى آنرا نمى‏ بیند و ادراک نمى‏ کند و فقط به قدر ضخامت هلالى از آثار او در جهان مشهود است و مردم از آن منتفع می گردند، ولى باید ظهور کند و از پرده خفا برون آید و چون بَدْر و ماه شب چهاردهم نور دهد و همه جهان را منوّر کند.

خوب توجّه کنید: اگر این بیت را اینطور معنى نکنیم، معنى آن چه می شود؟! تعریف کردن از ماه آسمانى به پنهانى، و خطّ هلالى در شبهاى‏ نخستین طلوع آن بر گرد آن کشیدن چه مدحى را متضمّن است؟!

و اگر مراد از ماه را سیما و چهره محبوب فرض کنیم و خطّ هلالى را هم محاسنش بدانیم که بر گرد آن روییده است، با آنکه این استعاره با آن استعاره قرص ماه آسمان و اختفاى آن در شبهاى نخستین جز بمقدار هلالى که نمایان است، دو مفاد است معذلک این استعاره نیز منافاتى با وجود حضرت صاحب الزّمان ندارد؛ زیرا آن انسانى که در خارج بر گرد صورتِ چون ماهش محاسن روییده است، با توصیف غربت و ولایت و سرورى و پادشاهى و سائر اوصافى که در این غزل آمده است، غیر از آنحضرت نمى ‏تواند مراد و مقصود باشد.

و در بیت نهم می گوید: من پیوسته با تو سر و کار دارم. محبّت توست که راحت دل من است در هر حال، و ذکر توست که أنیس من است بطور پیوسته و مدام.

گرچه نظیر این مضمون در سائر غزلهاى حافظ موجود است و آنها راجع به خود ذات أقدس حقّ تعالى است، ولیکن در این غزل به قرینه سائر ابیات غیر از حضرت حجّت نمى‏ تواند بوده باشد. پس ضمیر مخاطب ذِکْرُکَ و حُبُّکَ راجع به اوست.

و به همین طریق مفاد بیت دهم است که در دعا می گوید: دریچه قلب من که مملوّ از خون حیاتبخش من است، و پیوسته آن خون در جنبش و حرکت و ضربان و خروش است، هیچگاه از معامله و سر و کار داشتن و تلاش براى بدست آوردن محبّت و رضاى تو خالى نباشد.

و در بیت یازدهم مخاطب خود را شاه، و خودش را رِند و گداى لا ابالى خوانده است؛ و وصال این درجه پست و زبون را با آن شاه با عظمت و با تقوى و داراى عصمت و طهارت، بعید به شمار آورده است. در این بیت هم معلوم است که: مراد وى از «چون تو شاهى» غیر آن صاحب ولایت کلّیّه إلهیّه‏ نمى‏باشد.

و در بیت دوازدهم خیلى روشن و واضح از سخنان و تخاطب فوق بطور رمز و اشاره، پرده بر می دارد که: اینها که گفتم همه اشاره و کنایه و استعاره و رمز بود که چه می خواهم بگویم؛ صراحت نبود و من نمى ‏خواستم یا نمى ‏توانستم آن وجود أقدس را چنانکه باید و شاید معرّفى کنم، و عشق سوزان خود را براى لقاء و دیدارش در قالب غزل آورم؛ امّا خداوند علیم و خبیر می داند که در دل من چه مراد بوده است، و او کفایت می کند از کلام و سؤالى که من بخواهم آنرا برزبان آورم.

و در بیت إلحاقى می گوید: من از شدّت عشق و آتش وَجْد بالاخره خواهم مرد، و در انتظار فرج او جان خواهم سپرد؛ و مانند یعقوب در فراق یوسف کور خواهم شد و چشمم پیوسته بر در است که چه موقع بشیر، بشارت از لقاء وصال میدهد؛ و یوسف گمگشته بیابانى در چاه غربت در افتاده، غریب و تنها، سرگشته و متحیّر مرا بشارت دیدار می دهد، و با فرج او و لقاى او چشمانم بینا میگردد، و چون مرده از قبر برخاسته زنده می گردم و حیات نوین مى‏ یابم.

منبع: جهان نیوز


      

نظر آیت الله مکارم درباره استفاده از مانکن ها

آیت‌الله مکارم‌شیرازی در پاسخ به استفتایی نظر خود را درباره استفاده از مانکن در برخی مغازه‌ها اعلام کرد. 
آیت‌الله مکارم‌شیرازی در پاسخ به استفتایی نظر خود را درباره استفاده از مانکن در برخی مغازه‌ها اعلام کرد.

 متن پرسش و پاسخ این مرجع تقلید به آن، به شرح زیر است:

«پرسش:

در برخی مغازه‌ها جهت جلب مشتری، مانکن دارند که هم عامل تحریک و هم ترویج فرهنگ بیگانه است. حکم سودی که از این طریق بدست می‌آید، چیست؟

پاسخ:

این کار حرام است و درآمد آن نیز خالی از کراهت نیست.»



      
   1   2      >